صدای مادر بزرگ توی گوشم میپیچد:بیا تو.اینقدر تو سرما واینستا
وقتی حرفش را نمیخوانم حرص میخورد و میگوید:اینقدکه سرت تو اسمونه رو زمین نیست به کی رفتی بچه؟؟
لبخند میزنم و ذوق زده به شب خیره میشوم.شکل هایی که تنها توی کتاب هاو نقشه هایم رصد شان کرده ام جلو چشم هایم میچرخند در عین حال ستاره های زیادی هستند که اصلا نمی شناسمشان برای خودم شکلک خسته نباشید در می اورم و یک جای ذهنم یاد داشت میکنم باید دنبالشان بگردم
انگار اسمان کویر رسالت دارد کلمات ابهت وعظمت را برای ادم توضیح بدهد
توضیح با وضوح فول اچ دی
میدانی
درک عظمت خلقت بسی :) اور است
برچسب:
نویسنده: کاوه نصیری